چکیده
بررسی عوامل فیزیکی، شیمیایی و زیستی آب دریا در دو فصل تابستان و زمستان نشان داد که تغییرات فصلی نقش مهمی در ساختار محیطی و زیستی ایستگاههای مورد مطالعه دارد. نتایج آزمونهای آماری بیانگر آن بود که تقریباً تمامی عوامل فیزیکی (بهجز اکسیژن محلول) و شیمیایی (بهجز نیتریت) در لایه عمقی آب دریا اختلاف فصلی معناداری داشتند (05/0P<). همچنین، مقایسه بین ایستگاهها نشان داد که میانگین و توزیع این عوامل در سطح مکانی نیز تفاوتهای معناداری دارند. تحلیل خوشهای و مقیاسبندی چندبعدی نشان داد که شرایط فیزیکی تابستانی همگنتر از زمستان بوده و ایستگاهها در تابستان به دو خوشه و در زمستان به هشت خوشه تفکیک شدند. در مقابل، ویژگیهای شیمیایی در زمستان شباهت بیشتری بین ایستگاهها داشتند و تفاوت معناداری در غلظت مواد مغذی مشاهده نشد. از نظر زیستی، ساختار جوامع فیتوپلانکتونی و زئوپلانکتونی نیز الگوهای فصلی مشخصی را نشان داد. فیتوپلانکتونها تحت تأثیر تغییرات دما، شوری و پساب ساحلی، دو خوشه فصلی متمایز تشکیل دادند. جوامع زئوپلانکتونی نیز در سطح تشابه حدود 20 درصد به دو خوشه فصلی تقسیم شدند و در تابستان یک خوشه شامل ایستگاههای 11، 12 و 15 از سایر ایستگاهها متمایز گردید. این تمایز احتمالاً ناشی از تأثیر تخلیه لای و شرایط هیدرودینامیکی منطقه است. در مجموع، نتایج نشان میدهد که پویایی فیزیکی و شیمیایی آب دریا بهطور مستقیم بر ساختار جوامع پلانکتونی اثرگذار بوده و ثبات تابستانی در برابر اختلاط زمستانی نقش کلیدی در الگوهای مشاهدهشده دارد. بررسی عوامل فیزیکی رسوب دریا نشان داد که اختلاف فصلی اجزای بافت بستر معنادار نبود، اما نسبت لای، ماسه و درصد مواد آلی بین ایستگاهها تفاوت داشت. تحلیل خوشهای ایستگاهها را به هشت گروه تفکیک کرد و نشان داد که بافت بستر در برخی ایستگاهها (1، 2، 8 و 10) طی تابستان و زمستان تغییر نکرده است. تغییرات دانهبندی رسوبات عمدتاً تحت تأثیر فرآیندهای هیدرودینامیکی، لایروبی، پسابهای شهری و فعالیتهای انسانی رخ میدهد و میتواند بر زیستگاههای کفزی اثرگذار باشد. میانگین کربن آلی در رسوبات دریایی 08/7 (تابستان) تا 38/7 درصد (زمستان) و در رسوبات بندرگاهی 5/11 درصد بود که با افزایش نسبت لای در این مناطق همخوانی دارد. بررسی عوامل شیمیایی رسوبات نشان داد که غلظت کل هیدروکربنهای نفتی (TPH) در زمستان بهطور معناداری بیشتر از تابستان بود، در حالیکه فلزات سنگین (Pb, Cd, V, Ni, Cr) تغییر فصلی چشمگیری نداشتند. میانگین TPH در تابستان 28/0 و در زمستان 84/0 میکروگرم بر گرم برآورد شد و در رسوبات بندرگاهی به بیش از 69/0 میکروگرم بر گرم رسید. افزایش زمستانی TPH به کاهش تجزیه زیستی ناشی از دمای پایین نسبت داده شد. از نظر مکانی، ایستگاه 13 بیشترین Pb و Cd و ایستگاههای 1، 4 و 6 بالاترین V، Ni و Cr را داشتند، در حالیکه ایستگاه 5 کمترین مقادیر را نشان داد. خوشهبندی ایستگاهها دو گروه اصلی را آشکار کرد: گروهی با سطوح پایین تا متوسط (اغلب دور از منابع آلودگی) و گروهی با سطوح بالای مداوم فلزات سنگین (نزدیک بنادر و منابع صنعتی). ارزیابی خطر اکولوژیک نشان داد که ایستگاههای بندری و برخی ایستگاههای ساحلی (مانند 1 و 8) دارای خطر بالاتری هستند، در حالیکه ایستگاههای 14، 5 و 15 کمترین خطر را داشتند. این نتایج بیانگر وضعیت هشدار اولیه و ضرورت پایش و مدیریت آلودگی در منطقه است. نتایج تحلیلهای تطبیقی کانونی نشان داد که پراکنش و ترکیب جوامع کفزی صیدپذیر بهطور معناداری تحت تأثیر عوامل محیطی، رسوبی و آلودگیهای آلی و معدنی قرار دارد. در میان عوامل فیزیکی آب، دما مهمترین متغیر بود که جدایی فصلی گونهها را آشکار کرد؛ تابستان با دمای بالاتر و هیپوکسیا موجب کاهش تنوع و غلبه گونههای مقاوم شد، در حالیکه زمستان شرایط مناسبتری برای گونههای حساستر فراهم آورد. افزایش مواد جامد معلق (TSS) و کاهش شفافیت نیز ترکیب جامعه را تغییر داد. در بخش شیمیایی آب، فسفات، نیترات، آمونیاک و کلروفیل a نقش کلیدی در شکلدهی جوامع داشتند و افزایش مواد مغذی در تابستان به نفع گونههای تجاری مانند میگوها بود. ویژگیهای رسوبی نیز گرادیانی از بسترهای شنی و اکسیژندار به سمت رسوبات ریزدانه و غنی از مواد آلی را نشان دادند که با مدل پیرسون–روزنبرگ همخوانی داشت. ایستگاههای تابستانی بیشتر در شرایط کاهشیافته و ایستگاههای زمستانی در بسترهای شنی قرار گرفتند. آلودگیهای نفتی و فلزی نیز الگوهای متفاوتی ایجاد کردند؛ برخی ایستگاهها تحت تأثیر نفت و برخی تحت تأثیر فلزات سنگین بودند. همچنین، فیتوپلانکتونها بهعنوان منبع انرژی اولیه، زئوپلانکتونها بهعنوان واسطه بنتیک–پلاژیک و ماکروبنتوز بهعنوان فیلتر زیستی نقش مهمی در ساختار جوامع آبزیان صید کف داشتند. این نتایج اهمیت پایش همزمان عوامل محیطی و کنترل منابع آلاینده را برای مدیریت پایدار صید کفزی و حفاظت از تنوع زیستی برجسته میسازد.